تبلیغات
گیاهان دارویی-طب سنتی - فرسایش و عوامل فرسایش خاک (بخش سوم)
گیاهان دارویی-طب سنتی
وبلاگ تخصصی گیاهان دارویی و خرید و فروش گیاهان دارویی و داروهای گیاهی
به فروشگاه بزرگ گیاهان دارویی و محصولات طب سنتی شفای سبز ایران خوش آمدید

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 2 آبان 1389
مبارزه با فرسایش خاک...

مبارزه با فرسایش خاک

همانطور که قبلا شرح داده شد، خاک توسط آب و باد فرسایش می­یابد. پوشش گیاهی و هوموس در جلوگیری از هر دو نوع فرسایش (آبی و بادی) بسیار موثر است.

برای جلوگیری از فرسایش خاک در درجه اول باید هدف ایجاد پوشش گیاهی باشد. اما بدیهی است که در بعضی نقاط، شرایط طبیعی طوری است که امکان روییدن گیاه نیست ولی در هر حال باید اقداماتی در زمینه جلوگیری از فرسایش خاک صورت گیرد. در این شرایط بایستی از فکر ایجاد پوشش گیاهی در آن منطقه منصرف شد و روشهای دیگری را برای نفوذ دادن آب در زمین (در فرسایش آبی) و تثبیت خاک در فرسایش آبی و بادی در پیش گرفت. به عنوان مثال حفر جویها یا بانکت­ها در دامنه کوهها در جلوگیری از فرسایش آبی و استعمال مالچ نفتی در تثبیت ماسه­های روان و دیگر اقدامات که ذیلا به شرح آنها خواهیم پرداخت.

لازم به ذکر است که اقدامات لازم درباره جلوگیری از فرسایش خاک و انتخاب روش و بکار بردن وسیله صحیح برای مبارزه با آن باید با مطالعات و بررسیهای دقیق و توجه به وضع اقلیمی و جغرافیایی و حتی اجتماعی منطقه مربوطه صورت گیرد نه آنکه یک فرمول و یک دستورالعمل برای مبارزه با فرسایش بادی برای کلیه نقاط بکار برده شود.

  فرسایش آبی

اولین تقسیم بندی فرسایش آبی که بوسیله متخصصین پیشتاز حفاظت خاک انجام گرفت این پدیده را به مراحلی منطبق بر تجمع تدریجی رواناب سطحی تقسیم میکند که با فرسایش سطحیsheet erosion  (شسته شدن سطح خاک زراعی) شروع میشود، سپس با تجمع آب در جویبارهای کوچک وارد مرحله فرسایش شیاری rill erosion میگردد. بعد وقتی که آبراهه های فرسایش یافته بزرگتر شوند فرسایش خندقی gully erosion نامیده میشود و بالاخره فرسایش نوع آخر فرسایش کناره ای است که با بریده شدن سواحل رودخانه ها و یا جویها توسط آب جاری در آنها بوجود می آید. با آگاهی فعلی ما از فرسایش این تقسیم بندی دیگر مناسب نبوده و شاید هم گمراه کننده باشد چون کلا اثرات برخورد قطرات باران و عمل فرسایش پاشمانی splash erosion را حذف میکند. در صورتی که میدانیم عمل قطره باران در هنگام برخورد با زمین اولین و مهمترین مرحله پدیده فرسایش است. همچنین فرسایش سطحی که برداشته شدن یکنواخت خاک بوسیله یک لایه نازک آب در حال جریان را مجسم میکند از هر نظر غلط است. چون از یک طرف جریان لایه ای آب فقط در سرعتهایی بسیار بالاتر از سرعت معمولی آب در مزرعه قادر به خراشیدن سطح و ایجاد آب شکستگی است و از طرف دیگر رواناب بندرت میتواند به فرم ورقه پهن و یکنواخت در حرکت باشد.

اگر توضیح مربوط به فرسایش سطحی را کنار گذاشته و به جای آن "فرسایش بارانی" را قرار دهیم دیگر مخالفتی با ادامه مراحل بعدی تقسیم بندی فوق یعنی فرسایشهای شیاری، خندقی و کناره ای نخواهد بود. فرسایش شیاری را میتوان شسته شدن و حمل مواد از داخل آبراهه هایی با دیواره های مشخص و بدان حد کوچک که با شخم زدن معمولی از بین میروند تعریف کرد. این آبراهه ها وقتی خندق نامیده میشوند که به آن اندازه بزرگ و دایمی شده باشند که عبور وسایل شخم در جهت عمود بر آنها میسر نباشد. هیچ مرز مشخصی که این دو نوع فرسایش را از یکدیگر جدا سازد وجود ندارد. در نقاط مختلف دنیا خندقها به نامهای متفاوتی مشهورند و از آن جمله است: "وادی" در شمال آفریقا، "نولا" در هندوستان، "دونگا" در آفریقای جنوبی و " آریو" در آمریکای جنوبی.

اشکال خاص فرسایش آبی

فرسایش پاسنگیpedestal erosion

وقتی که قسمتی از یک خاک مستعد فرسایش بوسیله سنگ یا ریشه گیاه از فرسایش بارانی محافظت میشود؛ پاسنگهایی منفرد و مرتفع نسبت به زمینهای اطراف به وجود می آیند که در بالای آنها اجسام مقاوم قرار دارند. فرسایش زمینهای اطراف این پاسنگها بیشتر بوسیله باران انجام میگیرد تا جریانهای سطحی آب چون که در پایه پاسنگها هیچ گونه اثری از بریدگی بوسیله آب مشاهده نمیشود. این نوع فرسایش به آهستگی و طی سالها در قسمتهایی از مراتع که از گیاه پاک شده باشد به وجود می آید. در زمینهای زراعی که به وسیله رگبارشهای rainstorm استثنایی شدیدا فرسایش یافته باشند نیز ممکن است پاسنگها به وجود آیند. اهمیت این پاسنگها در این است که با مطالعه ارتفاع آنها میتوان بطور تقریبی عمق خاک از دست رفته را محاسبه کرد.

تفکیک پاسنگها از سکوهای علفی حایز اهمیت است. زیرا این سکوها نیز معمولا داری سطح خاکی بالاتر از زمینهای اطراف خود هستند.این بلندی ممکن است نشان دهنده فرسودگی خاک بین دسته های علف بوده و سطح خاک در داخل آنها نمایانگر سطح اولیه خاک باشد. ولی این احتمال نیز وجود دارد که سطح خاک داخل دسته های علفی در نگهداری خاک پرتاب شده از زمینهای لخت اطراف آنها توسط برخورد قطرات باران بالا آمده باشد. در چند قطعه آزمایشی مشاهده گردید که سطح خاک در داخل دسته هایی از گیاه eragrostits curvula  20 میلی متر از زمینهای اطراف بالاتر است. امکان داشت به آسانی فرض شود که این اختلاف ارتفاع نشانه ای از فرسایش شدید باشد. ولی در حقیقت اندازه گیریها نشان دادند که مقدار خاک از دست رفته کم و قابل اغماض بوده و اختلاف ارتفاع حاصله منحصرا نتیجه جابجایی جانبی خاک بوسیله برخورد قطرات باران بوده است.

فرسایش مخروطی

فرسایشی است با شکل مشخص که مخروطهای بلندی در کناره های خندق به جا میگذارد. قسمت زیرین این مخروطها از خاکهای بشدت فرسایش پذیر تشکیل یافته است. این فرسایش همیشه با شیارهای عمیق در جهت عمود بر کناره های خندقها همراه است. این شیارها به سرعت دیواره خود را بریده و عریض میشوند تا به همدیگر برسند و مخروطهای مجزایی را بر جای بگذارند. معمولا در این نوع فرسایش نیز مانند فرسایش پاسنگی، لایه ای از خاک مقاوم به فرسایش و یا سنگ و سنگ ریزه قسمت بالای مخروطها را تشکیل میدهد.

کناره هایی که به این ترتیب فرسایش می یابند معمولا به وسیله آب جاری و یا راکد به شدت از زیر بریده میشوند و فرسایش از نوع لوله ای نیز در چنین محلهایی فراوان دیده میشود. شرایط شیمیایی و فیزیکی خاک که موجب پیدایش چنین فرسایش شدیدی میگردد به وضوح مشخص نشده است. ولی معمولا این فرسایش در خاکهایی به وقوع میپیوندد که عدم تعادل شدید مانند زیادی سدیم و یا پراکندگی ذرات در آنها دیده میشود. تشخیص خاکهای مستعد این نوع فرسایش به این ترتیب است که در حالت خشک جذب آب در آنها بسیار بطئی است ولی در حالت اشباع هیچ گونه چسپندگی نداشته و مانند گل جاری است.

کنترل خندقها و یا هر نوع دیگر احیای خاک وقتی که فرسایش مخروطی به چشم میخورد مشکل است. شرایط ناجور رطوبت و مواد غذایی خاک، ایجاد پوشش گیاهی را در این خاکها مشکل میکند. این خاکها برای ساختمانهای خاکی بسیار نامناسب بوده و ساختمانهای سیمانی و بتونی نیز سریعا از زیر خالی شده و یا کج میشوند. در شکل زیر نمونه ای از فرسایش مخروطی نشان داده شده است.

آبراهه های زیرزمینی

سوراخها یا آبراهه های زیرزمینی بیشتر در خاکهایی که مستعد فرسایش مخروطی هستند تشکیل میگردند. ولی کاملا محدود به این خاکها نمیگردند. وقوع آن زمانی است که آب سطحی به درون خاک نفوذ کرده و آنقدر پایین می رود تا به یک لایه دارای قابلیت نفوذ کمتر برخورد کند. اگر در چنین شرایطی که راه نفوذ عمودی آب بسته است آب به طور افقی از روی لایه با قابلیت نفوذ کم حرکت کند ممکن است در مسیر خود ذرات ریز خاک لایه متخلخل را شسته و از آن خارج نماید. این عمل خود باعث زیادتر شدن سرعت حرکت افقی آب گشته و باز فرسایش جانبی را اضافه میکند تا بالاخره تونلی ایجاد شود. بدین ترتیب تمام آب سطحی در یک سوراخ عمودی ناپدید شده و در زیرزمین جریان می یابد تا اینکه در جای دیگر و احتمالا از دیواره های جانبی یک خندق سر به در آورد. خوشبختانه این نوع فرسایش محدود است به زمینهای بدخیم یا زمینهایی که از نظر کشاورزی دارای اهمیت نیستند و گرنه هیچ گونه روش کنترل موثری برای آن نمیتوان به کار برد.

فرونشینی  slumping

فرونشینی معمولا پدیده ای از فرسایش طبیعی است که بروز آن بدون دخالت بشر امکانپذیر است. ولی امکان تشدید آن بوسیله بشر مثلا در کناره های خندقها وجود دارد. این پدیده مشخصا در مناطقی که دارای بارندگی زیاد و خاک عمیق هستند به چشم میخورد و در چنین شرایطی به مهمترین عامل بوجود آمدن خندقها تبدیل میشود. این عمل در جاهایی که دهانه خندق تا مرتفعترین نقطه و حتی بعد از آن عقب نشینی کرده و هیچ گونه جریان آبی به داخل خندق در محل دهانه نمیتواند صورت گیرد بروز میکند. این خندقها اغلب با یک جریان سیلابی در داخل آبراهه ها شروع میشوند ولی به مجرد اینکه خندقها ایجاد شدند فرسایش میتواند به وسیله فرونشینی تنها ادامه یابد. از راههای دیگر پیدایش این پدیده نشست دیواره های رودخانه ها و فرسایش ساحلی را میتوان نام برد.

آثارخشتی وعوامل آسیب رسان

دما

به طور کلی تغییرات دما در اثر تبادل گرما برای اینگونه آثار مضر است هرچند تاثیر بسیار فاحشی در تخریب آثار گلی ندارد اما به مرور زمان و با پشت سرگذاشتن شرایط خاص در طولانی مدت می تواند اثری مخرب داشته باشد. اگرچه مشاهد شده که در حضور رطوبت، کاهش دما، باعث یخ بر شدن این آثار می گردد  واین پدیده می تواند در یک پروسه کوتاه مدت رخ دهدامادما بدون حضور رطوبت نیز می تواند اثرات مخرب زیادی بر روی آثار گلی داشته باشد. این عوارض ناشی از افزایش و کاهش بیش از حد دما و نیز نوسانات ناگهانی دما که اکثراً در مناطق کویری که با تفاوت فاحش دمای شب و روز مواجه است رخ می دهد. این پدیده درآثار خشتی و گلی که دارای بافت و دانه های ناهمگن هستند بیشتر مشاهده می شود ولی در مصالحی همانند آجر که درون کوره حرارت دیده اند به دلیل پدیده «زینتر شدن»(zintering )دانه ها و یکنواخت شدن آنها در اثر حرارت بالا، با این عارضه روبرو نخواهند شد. هماهنگونه که می دانیم در خشت دانه بندی به صورت ناهمگن و غیر یکنواخت بوده و دانه های کوچکتر درکنار دانه های درشت تر به طور نامنظم قرار گرفته اند. ناهمگن بودن دانه ها سبب غیر یکنواختی انتقال حرارت خواهد شد به این ترتیب که در دانه های ریزتر عملیات تبادل حرارت نسبت به دانه های درشت تر سریع تر صورت می گیرد. با تفاوت دما در بین دانه ها اولین فشارهای مکانیکی نیز رخ خواهد داد. گرچه این گونه تغییرات در مقیاس بسیار کوچک انجام می شود اما با گذشت زمان آسیب های کوچک به صورت ریز ترک و ترک های نمایان در سطح خشت پدیدار خواهند شد.

پدیده ذکر شده در اقلیم های کویری که نوسانات دما شدید می باشد یکی از عوامل مخرب اصلی بر آثار خشتی محسوب می شود. برای مثال در استان یزد تفاوت دمای شب و روز حتی بالغ بر 20 الی 25 درجه سانتیگراد گزارش شده است.

 عوامل بیولوژیکی

این دسته عوامل مخرب در آثار خشتی اکثر به صورت رشد گیاهان در لابه لای این آثار و نیز فعالیت و لانه سازی حشرات در دورن آنها صورت می گیرد. وجود یک دانه گیاهی در کاه مورد استفاده درخشت یا ملات می تواند باعث رشد گیاه در بدنه گلی اثر و ترکاندن آن شود. هم چنین حشره ای هم چون موریانه تا عمق سازه های گلین نفوذ کرده و علاوه بر تغذیه از کاه درون آن، با ایجاد گالری در جزر بناهای خشتی، مقاومت آنها را در برابر عوامل طبیعی هم چون زلزله به میزان چشمگیری پایین می آورد. هم چنین با ایجاد حفرات ریز و درشت در سطح، نمایی بدمنظر ایجاد کرده و نفوذ رطوبت در عمق خشت را تسهیل می کنند. بدون تردید در شهر یزد، بیشترین آسیب را در آثار خشتی منطقه این موجودات پیچیده برجای گذاشته اند.

 ضعف تکنیک یا عدم مرغوبیت مواد.:

عدم وجود خاک مناسب جهت تهیه خشت در یک منطقه، و یا تعجیل در ساخت یک بنا یا حتی شهر معمولا پیامدی چون استفاده از مواد و مصالح نامرغوب یا فن آوری غلط خشت و ملات را به همراه داشته است. وجود درصد بالای ماسه در خشت مقاومت آن را در برابر رطوبت و عوامل فرسایش دیگر کاهش داده و مقاومت فشاری آن را پایین می آورد. اگر هنگام تهیه خشت، خاک مورد استفاده به اندازه کافی در تماس با آب قرار نگرفته باشد( به خوبی آخوره نشده باشد) و پس از آن به حد کافی ورز داده نشده باشد، خشت حاصل از آن به علت خاصیت تورم پذیری شدید کانیهای رسی ، در تماس با آب متورم شده و پس از خشک شدن متلاشی شده یا دچار ترک های شدید می گردد. ملات باید مقاومتی درحد خشت داشته باشد تا حرکت و جابجایی را به خود بپذیرد و احتمال ترک خوردگی خشت را کاهش دهد. اگر مقاومت ملات بیشتر ازحد خشت باشد هنگام انقباض باعث ترک خوردن و متلاشی شدن خشت ها می گردد. افزایش بیش از حد ملات نیز مقاومت فشاری خشت را کم می کند.

  آلودگی هوا:

 نقش آلودگی هوا در تخریب آثار را تمی توان نادیده گرفت. در اثر واکنش گازهای حاصله از صنعت امروز بشر با رطوبت ، ترکیبات اسیدی مخرب تولید می شود. البته این تخریب در آثار خشتی بسیار کم و ناچیز است.

 عوامل مخرب انسانی

همواره بشر در طول زمان به عنوان اولین عامل آسیب رسان به آثار پیشینیان خود معرفی شده که این در مورد آثار خشتی به علت ناپایدار بودن مصالح آن همیشه بیشتر نمود داشته است .تخریب آثار تاریخی منفرد و نیز بافت کهن شهرها در راستای توسعه شهری و نیز ساخت وسازهای جدید حاصل از افزایش گرایش نسل نو به زندگی مدرن، و هم چنین پدیده هولناک واندالیزم  یا هنرستیزی ، همگی از آثار و عوامل تخریب انسانی محسوب می گردند. اما یکی از مهم ترین نوع از آسیب های دست بشر آسیب های ناشی از حفاظت و مرمت های غلط می باشد. این گونه آسیب را بدون اغراق می توان مخرب ترین آسیب انسانی دانست. استفاده از تکنیک و روش اشتباه مرمتی و یا مواد و مصالح نامرغوب درمرمت علاوه بر اتلاف هزینه سنگین ، یک اثر تاریخی را در مقابل عوامل آسیب رسان درونی و بیرونی شکننده تر می کند.  برای نمونه می توان گفت که بخش عظیمی از تخریب ارگ بم در زلزله سال 83 مربوط به بخش های مرمتی این بنای سترگ و با شکوه می باشد.

 آسیب های ناشی از حوادث طبیعی

در طول تاریخ شهرها و آثار بسیاری در اثر حوادث طبیعی چون زلزله، سیل، آتشفشان و آتش سوزی دچار تخریب شده یا اینکه به طور کامل محو شده اند. متاسفانه این بلایا، تقریبا غیر قابل پیش بینی بوده به گونه ای غافل گیرانه رخ داده اند . برای مثال در سال 79 میلادی شهر پمپی با تمام ساکنینش در زیر گدازه های آتشفشان کوه وزوو مدفون  می شوند و در عصر ما زلزله مهیب سال 83 از ارگ بم جز تلی خاک برجای نمی گذارد.  نمونه های مشابه فجایع حاصل از این بالایای طبیعی در سرتاسر جهان و کشور کم نیست

                                       مبارزه با فرسایش آبی

 مبارزه با فرسایش خاک در آبخیزها (آبخیزداری)

 معمولا برای حفظ خاک و مبارزه با فرسایش دو راه وجود دارد: مبارزه مستقیم و    مبارزه غیر مستقیم. این دو روش مبارزه نمی­توانند جایگزین یکدیگر شوند، بلکه بصورت مکمل می­باشند. استفاده از فعالیتهای مدیریتی (best management practices)، در قالب مدیریت جامع حوزه­های آبخیز، روشی مناسب در کنترل و کاهش میزان فرسایش و رسوب است

1- مبارزه غیر مستقیم:

  در مبارزه غیر مستقیم هدف ایجاد پوشش گیاهی یا بیشتر کردن آن است. برای نتیجه گیری بهتر، بایستی روش بهره­برداری از زمین با حفظ خاک متناسب باشد و به جهت ایجاد تعادل بین خاک و گیاه و زمینهای مرتعی و جنگلی و زراعتی مشخص گردد تا نقاطی که استعداد جنگل را دارد، جنگل­کاری، و قسمتهایی که برای مرتع­داری مناسب است، در آنجا پوشش مرتعی ایجاد یا توسعه داده شود و خلاصه سطح­هایی که برای کشاورزی مستعد است، گیاهان زراعتی مناسب با آن محل بویژه از خانواده لگومینوز کاشته بشود. هر چند گیاهان زراعتی خاک را به خوبی مرتع و جنگل در برابر عوامل فرسایشی حفظ نمی­کنند، اما چون خاک استعداد کشاورزی دارد، چنانچه از روی اصول صحیح کشت و زرع گردد، هم از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه است و هم خاک حفظ خواهد شد.

 در بهره­برداری صحیح از خاک در نقاط کوهستانی معمولا باید نکات ذیل مراعات بشود:

زمینهایی که شیب آنها زیاد و صخره­ای است و همچنین سطحهایی که خاکش کم است، مانند قله کوهها را باید به احداث جنگل اختصاص داد تا حساسیت خاک در مقابل فرسایش کم شود و زمینهایی که دارای خاک نرم و مرطوب و کوهپایه­ای است و نسبت به زمینهای جنگلی شیب کمتری دارد در آنها مرتع بوجود آورد و خلاصه اراضی که خاکش خوب و شیب آن کم است و دسترسی به آب آبیاری لازم هم هست، با احتیاط و از روی اسلوب صحیح کشاورزی بشود.

 در اینجا قابل ذکر است که بسیاری از کارشناسان که برنامه آبخیزداری را اجرا می­کنند معتقدند در نقاطی که منظور حفظ خاک است،‌ به هیچ وجه نباید زراعت بشود، کمااینکه در ایران در کلیه حوزه­های آبخیزداری بکلی مانع بهره­برداری از زمین بصورت کشاورزی و برای دامداری می­شوند، زیرا شخم زدن زمین و همچنین بدون پوشش گیاهی ماندن آن برای مدتی از سال به فرسایش خاک کمک می­کند.

2-    مبارزه مستقیم:

 مبارزه غیر مستقیم یعنی ایجاد پوشش گیاهی یا تقویت پوشش زنده خاک بیشتر به منظور پیشگیری صورت می­گیرد، در صورتیکه مبارزه مستقیم هنگامی شروع می­شود که خاک فرسایش یافته باشد و باید اقداماتی انجام داد که خاک بیش از این فرسایش نیابد و امکاناتی فراهم کرد تا سطوح فرسایش یافته ترمیم گردد. بنابراین در مبارزه مستقیم وضع خاک از نظر فرسایش از مرحله پیشگیری به مرحله استعلاجی می­رسد که انجام این امر مستلزم صرف هزینه زیاد است و اصل اقتصادی آن بایستی مراعات گردد.

 فرسایش آبی موقعی اتفاق می­افتد که سرعت آبهای جاری از سرعت آستانه فرسایش تجاوز کند. سرعت آستانه فرسایش، حداقل سرعتی است که آب بتواند ذرات خاک را با خود حمل کند. در مبارزه مستقیم با فرسایش آبی، هدف نفوذ دادن آب بیشتر در زمین، یا هدایت آبهای اضافی به طرف مجاری خروجی و خلاصه جلوگیری از سرعت آبهای جاری در سطح زمین است تا به سرعت آستانه فرسایش نرسد که موجب فرسایش خاک گردد. مبارزه مستقیم با فرسایش را معمولا از طریق ایجاد بانکت­های افقی در امتداد خطوط تراز و ایجاد سکوهای محافظ و حایل و دیگر اقداماتی که ذیلا به آنها اشاره خواهد شد، انجام می­دهند[6].

  الف) شخم حفاظتی

شخم مناسب، زبری سطح زمین را افزایش داده، سبب نفوذپذیری و کاهش میزان رواناب می­شود. اثر شخم به میزان رطوبت موجود نیز بستگی دارد. شخم حفاظتی بستر کشتی است که حداقل 30 درصد سطح خاک با بقایای گیاهی برای کاهش فرسایش آبی، بعد از کشت پوشیده شود.

 شخم حفاظتی دارای انواع گوناگونی می­باشد: شخم مالچی، شخم نواری، شخم مرزی و شخم شکافی.

شخم­های مرزی و نواری و شکافی از انواع روشهای شخم در مزرعه در امتداد ردیف­هاست که درهم ریختگی بقایای کشت بین ردیف­ها را به حداقل می­رساند. مزیت اصلی شخم حفاظتی، حفاظت خاک با استفاده از بقایای کشت است.

در طی تحقیقات مشخص شده که با 9 تا 16 درصد افزایش در پوشش بقایای گیاهی، فرسایش به میزان 50 درصد کاهش یافته است . منافع دیگر شخم حفاظتی عبارتست از: افزایش نفوذپذیری، حفاظت از فرسایش بادی، کاهش تبخیر، افزایش مواد آلی خاک و ... .

ب) کشت روی خطوط تراز

کشت روی خطوط تراز یک روش موثر جهت کنترل فرسایش در زمینهایی با شیب کم تا متوسط می­باشد و به مبنای کشت روی زمین شیب­دار است، که آماده­سازی زمین، کشت و برداشت گیاه بر روی خطوط تراز انجام می­گیرد.

این کشت سبب حفاظت در برابر فرسایش ورقه­ای و شیاری می­شود و در مواقعی دارای بهترین عمل حفاظتی است که رگبارهایی با شدت کم تا متوسط بر روی شیبهای ملایم پدید آیند.

این روش، روشی مدیریتی است. کشت کنتوری سبب افزایش نفوذ و کاهش رواناب سطحی می­شود و سبب نگهداری آبهای دریافت شده با حفظ منابع خاک می­شود که در تولید محصول ضروری است. در مواقع وقوع رگبارهایی با شدت بالا و بر شیبهای تند، این روش دارای کمترین حفاظت است. موقعی که شدت رگبار بیشتر از میزان نفوذ شود، تجمع آب در پشت فاروها، سبب سرریز شدن می­شود و آب از یک فارو به فاروی دیگر می­رود و سبب تخریب زمین می­گردد. این تخریب ممکن است سبب فرسایش موضعی شدید به شکل گالی­ها شود.

کشت روی خطوط تراز نیازمند توسعه نقشه­های توپوگرافی جزیی است که خطوط کنتوری را روی زمین مشخص کنند. کشاورزان از این اطلاعات برای ایجاد ردیفهای کشت بر زمین استفاده می­کنند. ایجاد ردیفهای کشت بستگی به اندازه زمین و عرض تجهیزات دارد. توجه اصلی کشاورز باید منوط به کاهش ردیفهای نشانه باشد. ردیفهای نشانه مناطقی در زمین هستند که عرض  آنها کمتر از عرض تجهیزات است.

کارایی این روش به خصوصیات خاک، بارندگی و توپوگرافی بستگی زیادی دارد. کارایی آن در خاکهای با زهکشی ضعیف، بارندگی­های شدید و شیب­های زیاد کم است. شیب مناسب معمولا بین 3 تا 8 درصد است. نتایج 12 سال آزمایش در مورد کشت روی خطوط تراز نشان داد که این کشت نسبت به کشت در جهت شیب حدود 21 درصد افزایش محصول داشته است .

ج) کشت نواری

برای تکمیل کشت کنتوری می­توان از کشت نواری استفاده نمود. برای استفاده از کشت نواری دو روش وجود دارد: کشت نواری در امتداد تراز که محصولات بر نوارهای در امتداد خطوط تراز در مزرعه کاشته می­شود در امتداد خطوط تراز در مزرعه کاشته می­شود؛ روش دوم کشت نواری در مزرعه است که به معنای کشت محصولات در نوارهایی است که به صورت عمودی بر شیب عمومی مزرعه جای گرفته­اند.

هر دو روش کشت نواری سبب حفاظت در برابر فرسایش می­شوند، اما کشت نواری بر خطوط تراز حفاظت بیشتری نسبت به کشت نواری در مزرعه دارد. پتانسیل سرریز شدن رواناب در کشت نواری روی خطوط تراز کمتر است. هر دو روش بصورت مدیریتی طبقه­بندی می­شود و عمل آنها کاهش منبع رسوب است و انتقال رسوب در مزرعه را متوقف می­کنند.

در این نوع کشت نیز مشکل ردیف­های نشانه وجود دارد که با کشت نواری در مزرعه تعدیل می­شود. انتخاب یکی از این دو روش بستگی به شاخصهای ویژه موجود در مزرعه دارد. عموما کشت نواری بر روی خطوط تراز در مناطقی که شیب مزرعه تند باشد مورد استفاده قرار می­گیرد. کشت نواری سبب نفوذ رواناب سطحی می­شود و رسوبات مازاد در نوارهای کشت نهشته می­شوند. بیشترین اثر کشت نواری در کاهش فرسایش خاک است. طبق بررسی­های انجام شده، کشت نواری نسبت به کشت روی خطوط تراز، فرسایش را حدود 50 درصد کاهش می­دهد.

د) تناوب کشت حفاظتی

تناوب کشت حفاظتی می­تواند سبب افزایش منافع اقتصادی و حفظ محیط­زیست شود. تناوب کشت حفاظتی ، عملکرد مدیریتی کاهش منبع می­باشدکه به معنای کشت انواع مختلف محصول در ترتیب­%

                         1                         2                            3


طبقه بندی: فرسایش خاک و عوامل آن، 
برچسب ها: مبارزه با فرسایش خاک، مبارزه با فرسایش آبی، فرسایش پاسنگی، pedestal erosion، فرسایش مخروطی، آبراهه های زیرزمینی، فرونشینی، slumping، عوامل بیولوژیکی، دما، آلودگی هوا، کشت نواری، تناوب کشت حفاظتی، کشت روی خطوط تراز، شخم حفاظتی، مبارزه مستقیم، مبارزه غیر مستقیم،
ارسال توسط علی محمدی
آرشیو مطالب
نظر سنجی
از مطالب exsirplantsراضی بودید؟





پیوند های روزانه